|
آفتاب سردشت باور اگر ندارید شاهد بیاورم ..؟
|
3/11/1390رهبر انقلاب در دیدار با مردم قم شرایط امروز كشورمان را اینچنین توصیف كردند: «یك روز در صدر اسلام، دشمنان به نظرشان رسید كه با شِعب ابىطالب و محاصرهى اقتصادى مسلمآنها، آنها را از پا بیندازند؛ اما نتوانستند. این روسیاههاى بدمحاسبهگر خیال میكنند ما امروز در شرائط شِعب ابىطالبیم. اینجور نیست. ما امروز در شرائط شِعب ابىطالب نیستیم؛ ما در شرائط بدر و خیبریم.»1 اما شرایط بدر و خیبر با شرایط شعب ابیطالب چه تفاوتهایی دارد؟ حجتالاسلاموالمسلمین مهدی طائب، كارشناس و پژوهشگر تاریخ اسلام به بیان این تفاوتها پرداخته است. محاصرهی شعب ابیطالب یكی از نقاط حساس و سرنوشتساز تاریخ اسلام است. لطفاً دربارهی چرایی وقوع این محاصره و اثرات آن توضیح دهید.خدای متعال در قرآن به مسلمانانی كه در مواجهه با فضای عملیات روانی دشمن قرار داشتند -دشمنی كه میكوشید مؤمنین را مأیوس كند و آنها را به این باور برساند كه راهی جز تسلیم ندارند و مقاومت یا اقدامات تقابلی یا تهاجمیشان بیاثر است- میفرماید «و اذكُرُوا»؛ بهیاد آورید كه «إذ أنتُم قلیلٌ» شما كم بودید و اصلاً قدرتی نداشتید و «یتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ»2، مشركان شما را مثل دانه از زمین برمیداشتند، زیر پا لگدمال میكردند و اگر بادی میآمد، مانند همان دانهی بیارزش، در هوا این طرف و آن طرف میشدید. به یاد بیاورید كه خداوند متعال شما را زیاد كرد تا اینكه به نیرویی تبدیل شدهاید كه دیگر دشمن روی شما حساب میكند. پس معلوم میشود، مؤمنینی كه كنار رسولالله صلواتاللهعلیهوآله بودند، دوران ضعف بسیار مأیوسكنندهای را سپری كردند كه اگر خدای متعال در معادلهی آن دوران نبود، از بین رفتن آنها حتمی بود. اوج آن «یتَخَطَّفَكُمُ النَّاس» هنگامی بوده است كه پیامبر اكرم صلواتاللهعلیهوآله در مكه بودند و همان تعداد اندك مؤمنین به ایشان، در اثر اِعمال محدودیتها و تعرضات مشركین، به حبشه مهاجرت كرده بودند. آنهایی هم كه در مكه مانده بودند، یا امكان مهاجرت نداشتند یا به دلایلی مانند عدم تضعیف هستهی دینی حاضر در مكه، صلاح نبود كه مهاجرت كنند. در مكه به دلیل حضور بنیهاشم، مشركین اجازه نمییافتند به شخص پیامبر تعرضی كنند، چون ابوطالب كه ظاهراً به اسلام نگرویده بود، به عنوان رئیس قبیلهی قریش و طایفهی بنیهاشم، با آداب و سنن و تعصبهای قومی از پیامبر صلواتاللهعلیهوآله محافظت میكرد. البته به غیر از این، مشركین میتوانستند سایر محدودیتها را علیه مسلمانان اعمال كنند. مشركین در این مقطع یك محاصرهی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی همهجانبه را علیه مؤمنین طراحی و اجرا كردند. آنها طبق این برنامهی تحریم، تمام ارتباطات مسلمین را قطع كردند. مسلمانان كه حتی از سرپناهی در مقابل گرمای تابستان محروم شدهبودند، تقریباً سه سال از داراییهای خودشان خوردند و امكان فعالیت اقتصادی نداشتند، به گونهای كه در اواخر دوران شِعب ابیطالب، حتی برای بچههایشان هم غذایی یافت نمیشد. مؤمنین در آن سه سال بسیار تكیده و فرسوده شدند؛ تا حدی كه اگر محاصره شكسته نمیشد، تنها یك قدم تا مرگ فاصله داشتند. ![]() دریافت جدول با اندازه اصلی؛ حجم: یك مگابایت البته موضوع این تحریم، تهدید جانی و حذف فیزیكی مسلمانان نبود؛ تنها اعمال فشار اقتصادی شدید و گرسنگی مطرح بود. وضعیت به جایی رسید كه دیگر هیچ كاری از دست پیامبر اكرم صلواتاللهعلیهوآله برنمیآمد. در این وضعیت طبیعتاً جذب مردم به اسلام هم كم شد. یعنی اینهایی كه پیرامون هستند، وقتی میدیدند ورود به اسلام هزینهی خیلی بالایی دارد، خیلی اشتیاق نشان نمیدادند. البته بعضیها هم ممكن بود بگویند كه دیگر رها كنیم و برویم. پس برای یك مكتب، تهدیدی بالاتر از این متصور نیست كه ریزشش بالا برود و رویشش كم شود؛ این یعنی از بین رفتن. بنابراین «یتَخَطَّفَكُم» را به حد اعلا رسانده بودند كه خداوند متعال خودش وارد میدان شد و آن موریانه را مأمور خوردن و از بین بردن نامه كرد. چرا مشركین حاضر شدند تنها به دلیل از بین رفتن نامه، محاصرهی شعب را پایان دهند؟در آن زمان آیهای نازل شد و خداوند فرمود «وَ لَا تَهِنُوا فِی ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ» در درگیری با اینها سست نشوید، زیرا «إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ» اگر شما در درگیری با آنها درد میكشید، آنها هم مثل شما درد میكشند و البته یك تفاوتی با هم دارید «تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یرْجُونَ»3 شما امیدی به خدا دارید كه آنها ندارند. در آن وضعیت سخت، یكی از منابع مالی ارزشمند برای مسلمانان، همان تجارت حضرت خدیجه سلاماللهعلیها و اموالش بود. مشركین برای تكمیل محاصرهشان تمام معاملات تجاری حضرت خدیجه سلاماللهعلیها را قطع كردند تا هیچ كس به مسلمین جنس نفروشد. در نتیجه مسلمانان مجبور بودند كه اجناس را به چهار برابر و پنج برابر قیمت بخرند. ضمن اینكه مشركین برای جلوگیری از دادو ستد اجناس كاروآنهای تجاری با مسلمانان داخل شعب، مجبور بودند اجناس را گرانتر بخرند. وقتی اجناس را گران میخریدند، دیگر در مكه كسی خریدار این اجناس گران نبود. در نتیجه طی این سه سال، تراز مالی بسیار بالایی از مكه خارج شد. بنابراین مشركین احساس كردند ادامهی این سیاست، مكه را هم دچار فقر میكند و تجار مكه هم از بین میروند. یعنی همانطور كه مسلمین در شعب زیان میدیدند، تجار مكه هم زیان شدیدی را تحمل میكردند، منتها آنهایی كه داخل شعب بودند، میگفتند ما خدا را داریم، اما آنهایی كه بیرون بودند، هیچ اعتمادی به خدا نداشتند. لذا شعب و بیرون شعب مانند دو كُشتیگیر در حال مسابقه، نفسهایشان رو به اتمام بود و كسی برنده بود كه یك قدم بیشتر مقاومت میكرد. بنابراین وقتی موریانه آن كاغذ را خورد، یكباره راهی برای مشركین هم پیدا شد كه خودشان را نجات دهند. اگر بخواهیم به جنگ بدر بپردازیم، این جنگ یك بهانهی اقتصادی داشت و آن هم مسدود كردن راه كاروان تجاری ابوسفیان بود. برخی شبهه میكنند كه پیامبر اكرم صلواتاللهعلیهوآله راه تمامی كاروآنهای مكه را میبستند. نظر شما در این باره چیست؟نه، این یك اشتباه تاریخی است كه برخی گمان كردهاند پیامبر اكرم صلواتاللهعلیهوآله راه تجاری مردم مكه را بستند. خیر، چنین نبوده است. به این دلیل كه وقتی حضرت از جنگ احد برمیگشتند، خداوند متعال به ایشان فرمان داد كه برو و ابوسفیان را تعقیب كن و فقط هم با كسانی برو كه دیروز در جنگ فرار نكردند. همهی آنهایی كه مانده بودند، به غیر از زخمیها حدود هفتاد نفر بودند. حضرت كه از مدینه حركت كردند، در راه با كاروان تجاری «نائب بن مسعود اشجعی» ملاقات كردند كه از شام راهی مكه بود. نایب بن مسعود مشرك بود، اما پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم را دوست داشت. به ایشان عرض كرد «من از این وضعیتی كه برای شما پیش آمده، خوشحال نیستم، آیا كمكی از دست من برمیآید؟» پیامبر فرمودند «در این مسیر اگر دیدی كه ابوسفیان با لشگرش به سوی ما میآید كاری كن كه برگردد و نیاید.» سؤال این است كه نایب بن مسعود عازم كجا بود؟ مكه. چه داشت؟ آذوقه. اگر پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم راه تجاری اهل مكه را بسته بود، پس این كاروان چطور از مكه به شام رفت و آمد كرده بود؟ دلیل دوم نقض ادعای فوق این است كه وقتی نعیم به ابوسفیان گفت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم با یك سپاه فراوان به تعقیب تو آمده است، ابوسفیان برای اینكه ایشان را از ادامهی حركت بازدارد، به یك كاروان تجاری دیگر كه از مكه راهی شام بود و بار آذوقه داشت گفت «شما وقتی پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم را دیدید، بگویید كه ابوسفیان با یك لشكر به سمت شما میآید.» به آنها گفت وقتی برگشتید مكه، من بار گندم به شما میدهم. پس اگر پیامبر اكرم صلواتاللهعلیهوآله راه تمام كاروانهای مكه را میبسته بود، این كاروان چگونه میخواسته عبور كند؟ بنابراین ایشان راه كاروانی را بست كه اموال مشركین تجهیزكنندهی جنگ علیه مسلمانان در آن بود. اما تفاوت این بستن راه چه بود؟ مشركین در شعب ابیطالب، حضرت و مسلمانان را محاصره كردند، اما این محاصره برای خودشان هم ضرر مالی داشت. در حالی كه پیامبر اكرم صلواتاللهعلیهوآله راه كاروان تجهیزی مشركین را بست، اما اولاً ضرر مالی برای مسلمانان نداشت، چون این كاروانی نبود كه بخواهد با مدینه معاملهی تجاری داشته باشد. ثانیاً خود كاروان برای مدینه سود بود. ثالثاً زمینگیر كردن دشمن باعث ارتقای توان عملیاتی مسلمانان بود. در شُرُف وقوع عملیات بدر، برخی مسلمانها در برابری دو نیروی متقابل تردید داشتند. یعنی برخی از آنها گمان میكردند كه ما بنا بود برویم و كاروان را مصادره كنیم، اما به جای كاروان با رؤسا و مالكین كاروان روبهرو هستیم. قوت نظامی آنها هم به گونهای است كه ما توان مقابله نداریم؛ پس ما باید برای تجدید قوا عقبنشینی كنیم. این عده چرا به چنین جمعبندی رسیدند؟ زیرا ظاهر توانمند مشركان را میدیدند و این ظاهربینی، نتیجهی غفلت از همراهی خدا بود. اما پیامبر اكرم صلواتاللهعلیهوآله فرمودند اگر شما ایستادگی كنید، با اینكه عدد شما با آنها برابر نیست، ولی از نظر عملیاتی هم موفق میشوید. یعنی اگر آنها سه برابر شما نیرو و تجهیزات دارند، شما هم مؤید به نصرت خداوند هستید. «وَ مَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ»4 اصلاً پیروزی دست خداوند است. یكی از ویژگیهای دو نبرد بدر و خیبر این بود كه معادلهی میان مسلمین و مشركین را معكوس كرد. تا قبل از عملیات بدر و خیبر، معادله به نفع مشركین و دشمنان بود و آنها از حربههای «ضربه زدن»، «مصادرهی اموال» و «تنگنای اقتصادی» استفاده میكردند، اما بدر و خیبر معادله را برعكس كرد و این حربهها را از دست آنها بیرون آورد. موقعیت مسلمانان در جنگ خیبر چگونه بود و چه تفاوتی با موقعیت آنان در جنگ بدر داشت؟در غزوهی خیبر، آن جبههی یهودی كه طراح اصلی و مغز متفكر مشركین بود، خود را علنی كرد و همهی دار و ندارش را در منطقهی خیبر جمع كرد تا با پیامبر اكرم صلواتاللهعلیهوآله مقابله كند. در این هنگام مؤمنین كه تا پیش از این نفسشان به شماره افتاده بود و به هیچ عنوان در مدینه و حومه با یهودیان درگیر نمیشدند، در موقعیتی قرار گرفتند كه توانستند استحكامات یهودیان را دویست كیلومتر دورتر از مدینه محاصره كنند و این یعنی تفاوت موقعیت؛ یك روزی درون شهرشان محاصره میشدند، اما حالا دشمن را در منطقهی خودش محاصره كرده بودند. وقتی دشمنان در خیبر شكست خوردند، دو ضربهی اساسی به آنها وارد آمد؛ اول اینكه متفكرهایشان مثل «علی بن أخطب» ضربه خوردند. دوم اینكه ثروت عظیمی در اختیار پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم قرار گرفت، به گونهای كه پس از آن، اوضاع مادی مدینه كاملاً تغییر كرد؛ اصحاب صُفّه دارای خانه و امكانات شدند، سپاه پیامبر اكرم صلواتاللهعلیهوآله دارای زره و اسب و امكانات شدند و مدینه از آن فقر پیشین درآمد. پس یكی از ویژگیهای دو نبرد بدر و خیبر این بود كه معادلهی میان مسلمین و مشركین را معكوس كرد. تا قبل از عملیات بدر و خیبر، معادله به نفع مشركین و دشمنان بود و آنها از حربههای «ضربه زدن»، «مصادرهی اموال» و «تنگنای اقتصادی» استفاده میكردند، اما بدر و خیبر معادله را برعكس كرد و این حربهها را از دست آنها بیرون آورد. امروزه چگونه میتوان موقعیت جمهوری اسلامی ایران را با وضعیت پس از غزوات خیبر و بدر مقایسه كرد؟درست است كه دشمنان ما طی سی سال گذشته تحریمهایی را علیه ما اعمال كردهاند، اما امروز ما به موقعیتی مانند شرایط پس از خیبر رسیدهایم. یعنی موقعیت ما در برابر دشمن معكوس شده است. ما دیگر در درون خودمان از نظر امكانات نیازمند آمریكاییها نیستیم و اگرچه در مقاطعی اذیت میشویم، اما چرخ ما نسبت به 30 سال قبل به بهترین وجه میچرخد. هماكنون ما اگر سختی داریم، نسبت به ایدهآلها سختی داریم و نه نسبت به دوران ستمشاهی. آن موقع نه پزشك داشتیم، نه مهندس داشتیم، نه جاده داشتیم؛ «یتَخَطَّفَكُمُ النَّاس» بودیم، اما داستان امروز ما داستان پس از خیبر است. در اثر مقاومت ایران در برابر سی سال اعمال فشارهای دشمنان، چشمان مردم منطقه باز شده است. اكنون دیگر مسلمانان منطقه بیدار شدهاند و به این نتیجه رسیدهاند كه آمریكا نمیتواند كاری بكند. بنابراین هماكنون جهان اسلام در موقعیت پس از خیبر است. مثلاً گاز اسرائیل از مصر تأمین میشد و وقتی حركت بیداری اسلامی در مصر به پیروزی رسید، مردم مصر گفتند ما میخواهیم با اسرائیل قطع رابطه كنیم. گاز مصر كه از تنگهی هرمز عبور نمیكند كه ما جلویش را بگیریم! اما چون در مصر بیداری اسلامی رخ داده، انگار تنگهی هرمز آنجا هم بسته شده است. مردم مصر مصمم میگویند كه ما دیگر به اسرائیل گاز نمیدهیم. بنابراین اگر در زمان رسولالله صلواتاللهعلیهوآله خیبر شكسته شد، حالا هم این خیبر بزرگ در حال شكستن است. ما در زمان فروریختن خیبر صهیونیسم جهانی هستیم و طنین رسای این پیروزی ما و شكست آنان در همهی جهان پیچیده است. [ پنجشنبه 6 بهمن1390 ] [ 21:12 ] [ محمد رضایی ]
[ ]
[ دوشنبه 23 آبان1390 ] [ 13:10 ] [ مرتضی کمساری ]
[ ]
پاسدار شهید حسین رضایی فرزند حاج زوار علی در 16/6/1357 در خانواده ای متدین و انقلابی در روستای طوغان از توابع شهرستان قروه استان کردستان دیده به جهان گشود . طوغان روستای کوچکی است که مردان بزرگی را در خود پرورده است . در سفر مقام معظم رهبری امام خامنه ای دامت برکاته به کردستان این روستا به عنوان روستای نمونه ایثارگری شناخته شده است . دوران ابتدایی را در مدرسه زادگاه خود سپری نمود و پس از طی مقطع راهنمایی در سال 1374 وارد دبیرستان سپاه پاسداران سنندج شد و بعد از فراغت از تحصیل در مقطع متوسطه در سال 1378 وارد دانشگاه امام حسین تهران شد . وی پس از جذب در سپاه و طی مراحل آموزش مقدماتی رزمی به مدت دو سال دوره کاردانی را طی نمود و از سال 1380 تا 1381 در سپاه کردستان خدمت کرد . سپس سال 81 یگان ویژه صابرین نیروی زمینی سپاه تهران حسین و تعدادی دیگر از جوانان دلیر آن خطه را جذب نمود و ایشان به تهران منتقل شد . آموزش های متعدد و بسیار سخت و پیچیده در مناطق مختلف کشور از حسین و همرزمانش جنگجویانی ورزیده و دلیر ساخت . وی در اوایل سال 1383 ازدواج کرد و ثمره این ازدواج پاک دو فرزند به نام محمدطه(چهار ساله)تارا(در روز شهادت پدر تنها 25 روز داشت)شد .
ویژگی های روحی و اخلاقی شهید او جوانی با ایمان و سرشار از عشق به ارزشهای الهی و اسلامی بود . بسیار به نماز اهمیت میداد .عاشق و مطیع رهبر خویش بود و در مسایل سیاسی بیانات رهبرش را معیار و ملاک عمل و حرف خویش قرار میداد . حسین انسانی پرانرژی و فعال بود و همواره با انگیزه و با هدف تلاش میکرد و برای رسیدن به نتیجه هرگز خسته نمیشد . حسادت و کینه در وجود او دیده نمیشد .قلبی مهربان داشت و همواره خنده از لبانش جاری بود . بسیار شوخ طبع بود و اجتماعی و هرگز گوشه گیری را انتخاب نکرد . تعصب و غیرت از ویژگیهای روحی و اخلاقی این شهید بود .به همسر و خانواده اش بسیار احترام مینمود . [ شنبه 21 آبان1390 ] [ 19:50 ] [ محمد رضایی ]
[ ]
پس از چند ارزیابی و سبک و سنگین کردن راه اقدام بعدی انتخاب شد، نیروهای رزمنده اسلام آماده شده بودند تا این ارتفاع را اگر چه با شهادت همه نیروها فتح کنند. آنگاه برای تخلیه ارتفاع به دشمن در هم کوبیده و خسته ضرب العجل 24 ساعته داده شد، آنها ابتدا نپذیرفتند و گفتند این یعنی مرگ و نابودی ما و تا هشت صبح مهلت خواستند و هنگامی که آرایش، تحرک و چهره مصمم و قاطع دلاوران سپاه اسلام را دیدند، تخلیه و عقب نشینی را پذیرفتند، خواستند روی ارتفاعات نقطه صفر مرزی مستقر شوند که به آنها گفته شد باید همه منطقه جاسوسان را تحویل دهند و به عمق خاک عراق روند. آنها در پایان با خفت و ذلت به خواسته فرماندهان سپاه اسلام تن دادند. از نکات جالب این عملیات کم نظیر و دقیقاً از جنس عملیات های دوران دفاع مقدس این بود که دشمن پس از دادن بیش از 200 کشته اعلام کرد ما تاکنون چنین حجم کشته ای نداشته ایم و در مدت چهل سالی که با ترکیه جنگیدیم، هیچ گاه چنین جنگ طاقت فرسایی را نداشتیم. به نیروهای ایرانی می گفتند چرا اینقدر یک دنده هستید و بر روی مواضع تان اصرار دارید. فرماندهان در تمامی عرصه عملیات در کنار رزمندگان اسلام حضور داشتند. تبعیت پذیری نیروها و عشق به عمل به تکلیف در آنها ستودنی بود. در اثنای کار عراقی ها گفتند به خاک ما تجاوز شده و پس از فرستادن یک گروه کارشناسی متوجه شدند این خبر دروغ است. خورشید روزهای پاییز و حالا پاییز فرا رسیده و خورشید همچون گذشته هر سپیده می دمد و با نوازش مهربان باران نورش خفتگان دیارمان را بیدار می کند تا چرخ زندگی روزانه به حرکت درآید. کشاورز در کشتزار، کارگر در کارخانه، بازاری در بازار، کارمند در اداره، دانش آموز و معلم در مدرسه، دانشجو و استاد در دانشگاه، اعضای خانواده در کانون گرم شان به سر برند و در اوج آرامش و امنیت به امورات شان بپردازند. با این تفاوت که اگر تا چند ماه پیش از تهدید دشمن که بر هم زننده آرامش و امنیت است، بی خبر بودند حالا بدانند که در امنیت و آرامش واقعی به سر می برند که آن را مدیون امنیت گسترانی هستند مانند: محمد جعفرخانی، مصطفی صفری تبار، محمد محرابی پناه، مسلم احمدی پناه، علی بریهی، مجتبی بابایی زاده، محمدمنتظر قائم، حسین حسین پور، عباسعلی جان نثاری، عبدالمحمد خرم روز، قاسم قاسمی، صمد امیدپور، محمدباقری، یوسف فدایی نژاد ،حسین رضایی، علی پرورش ،محمد غفاری،سید محمود موسوی و ...
همگی این شهدا به خاطر امنیت و آرامش مردم شان شهید شدند و امروز دیگر در میان ما نیستند و در نبود آنها همرزمان شان هستند که این روزها و شبها با بیداری و نگهبانی برقله های جاسوسان، حاج ابراهیم، مام حسن و ... در شمال غرب کشور که آزادی آنها بزرگ ترین یادگار همرزمان شهیدشان است اجازه می دهند تا مادران ایرانی با خاطری آسوده کودکان شان را در آغوش بخوابانند تا فردا و فرداها را بدون دغدغه و با رویاهای پاک و شیرین کودکانه تا مرحله شناخت حماسه این شهیدان والامقام سپری کنند. خورشیدواره های آسمان معنوی ایران مانند خورشید عالم تاب بی غروب و جاودان است. یادشان گرامی باد [ پنجشنبه 19 آبان1390 ] [ 19:24 ] [ محمد رضایی ]
[ ]
اى شهيدكاخ خلقت را بنا خشت تجلاى شهيددفتر هستى كند تكميل امضاى شهيدباز امشب در سر پر شور من شور نوىبر سر پا ميكند هر لحظه نجواى شهيدگل اگر صد رنگ و بو دارد، زخاكش برمدارتا نشويد روى خود از خون رگهاى شهيدلاله از خون شهيدان نيست ، بلكه خاك خشكخون دل از ديدگان پاشيده بر پاى شهيدنيستان دهر سر بر دارد از درياى خونناله خونين چو بى ميخيزد از ناى شهيدمقصد مقتول جام باده فردوس نيستبلكه «فردوسى » است مست جام صهباى شهيدآرزو دارم شهادت را كه بعد مرگ منمردمم گويند شعرت شاد يغماى شهيد [ شنبه 14 آبان1390 ] [ 22:44 ] [ مرتضی کمساری ]
[ ]
بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم الحمد للَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّة اللَّه فى الأرضین. غرض از حضور در این مکان تاریخى و در جمع شما برادران و خواهران عزیز در درجه ى اول ، احترام به روح رزمندگان و شهداى عزیزى است که این سرزمین ، شاهد دلاوری هاى آن ها و فداکاری هاى آن ها و حرکت عظیم آن ها در روزهاى جنگ تحمیلى و دفاع مقدس بوده است. در درجه ى بعد ، اظهار سپاس و قدردانى از مردم عزیز خوزستان و برادران و خواهرانى است که در این منطقه درحساس ترین زمان ها ، در سخت ترین شرایط ، یک امتحان موفقى از خود نشان دادند. دشمنان ملت ایران دربارهى مردم عزیز خوزستان چیز دیگرى فکر می کردند ، و چیز دیگرى از آنچه که آن ها فکر می کردند ، پیش آمد. صف اول رزمندگان مبارز و دلاور، جوان هاى فداکارى بودند که فرزندان این آب و خاک و پروریدگان این منطقه بودند : مردم عزیز خوزستان؛ زنهاشان، مردهاشان. من در دوران دفاع مقدس به بعضى از روستاهایی که زیر ستم دشمن بعثى قرار گرفته بود، رفتم و از نزدیک وضعیت آن مردم را، روحیه ى آن ها را دیدم . آن ها پیوستگى شان به ایران اسلامى و به ملت مبارز و قهرمان و به اسلام - که در ایران پرچم آن برافراشته شده بود - آن چنان بود که دشمنان بعثى نتوانسته بودند با وسوسه ى قومیت و همزبانى، این پیوند مستحکم را سست کنند. بنابراین حضور ما در این منطقه ، از یک جهت قدردانى از مردم عزیز خوزستان است. مردم کشور، این سنت بسیار ستودنى را از چند سال پیش در پیش گرفتند که بیایند این مناطق را سالیانه - بخصوص در چنین ایامى در اول سال - زیارت کنند. اینجا زیارتگاه است. جنبه ى سوم ، قدردانى از شما مسافرانى است که از نقاط دور و نزدیک کشور به این مناطق آمدهاید ، با قدم هاى خودتان ، با دل هاى خودتان ، پیوستگى روحى خودتان را با آن جوانانى، با آن مردانى ، با آن دلاورانى که این منطقه ، شاهد فداکارى آن هاست ، نشان دادید ؛ چه در این منطقه – منطقه ى فتحالمبین - چه در سایر مناطق خوزستان و چه در مناطق جنگى استان هاى دیگر : ![]() مثل استان ایلام ، استان کرمانشاه ، استان کردستان . مردم کشور، این سنت بسیار ستودنى را از چند سال پیش در پیش گرفتند که بیایند این مناطق را سالیانه - بخصوص در چنین ایامى در اول سال - زیارت کنند. اینجا زیارتگاه است. جوان هاى عزیز! فرزندان عزیز من! که اغلب شما در آن روزها نبودید ، آن روزهاى سخت و تلخ را ندیدید ؛ این دشت زیبا ، این صحنه ى چشم نواز، این زمین حاصل خیز، در یک روزى زیر پاى دشمنان شما بود؛ چکمه پوشان رژیم بعثى در همین سرزمینى که مال شماست ، متعلق به شماست ، آن چنان جهنمى بر پا کرده بودند که انسان از جهات مختلف تأسف می خورد ، از جمله از این جهت که چطور این سرزمین زیبا و این طبیعت چشم نواز را تبدیل کرده بودند به یک آتش ، به یک دوزخ . در ایام محنت جنگ ، قبل از عملیات فتحالمبین ، بنده از این منطقه ى شمالى مشرف بر این دشت ، این چشم انداز وسیع را دیده بودم ؛ این خاطره از یاد من نمی رود که ... برای دیدن فیلم رهبر در منطقه ی عملیاتی فتح المبین ، کلیک کنید . [ شنبه 14 آبان1390 ] [ 22:33 ] [ مرتضی کمساری ]
[ ]
![]() . رمز عملیات: یا علی ابن ابیطالب (ع) منبع: وبلاگ شهید محمد غفاری [ شنبه 14 آبان1390 ] [ 22:27 ] [ مرتضی کمساری ]
[ ]
[ دوشنبه 11 مهر1390 ] [ 22:17 ] [ محمد رضایی ]
[ ]
[ دوشنبه 11 مهر1390 ] [ 22:16 ] [ محمد رضایی ]
[ ]
[ دوشنبه 11 مهر1390 ] [ 21:28 ] [ محمد رضایی ]
[ ]
[ دوشنبه 11 مهر1390 ] [ 21:22 ] [ محمد رضایی ]
[ ]
فرمانده كل سپاه با اشاره به درگيريهاي اخير سپاه در شمال غرب كشور با اشرار و گروهكهاي تروريستي بهويژه پژاك، گفت: اين عمليات جزو عملياتهاي پيشگيرانه سپاه براي مقابله با برنامههاي آتي دشمن بوده است. سردار سرلشگر محمدعلي جعفري در مراسم گراميداشت شهداي نيروي زميني سپاه در عملياتهاي اخير شمال غرب كشور، اظهار كرد: گروهكهاي تروريستي با حمايت آمريكاييها برنامههاي مفصلي براي جمهوري اسلامي ايران داشتند و ما با درك اين مساله اين عملياتها را انجام داديم تا با اين اقدام همهي برنامههاي دشمن را خنثي كنيم.وي با تاكيد بر اينكه عملياتهاي سپاه در شمال غرب كشور همچنان ادامه دارد، خاطرنشان كرد: اين عملياتها ميتوانست انجام نشود، ولي بايد توجه كرد كه اين عمليات جزو اقداماتي است كه امروز سپاه در اوج هوشمندي و رشد سازماني خود توانسته است، انجام دهد و اين اقدام يك اقدام كاملا پيشگيرانه است. فرمانده كل سپاه، اوج آمادگي نيروهاي مسلح را در پيشگيري از بروز تهديد عنوان كرد و افزود: پيشگيري از بروز تهديد، اوج آمادگي است كه بايد در نيروهاي مسلح و بهخصوص سپاه وجود داشته باشد. هنر ما اين نيست كه آمادگي خود را به 100 درصد برسانيم تا در صورت وقوع تهديد، با آن مقابله كنيم، بلكه سپاه بايد كاري كند كه تهديدات اجازه و جرأت بروز و ظهور پيدا نكنند و اقدام خوب سپاه در شمال غرب كشور نيز در همين راستا است. جعفري در ادامه با گراميداشت ياد و خاطرهي شهدا، اظهار كرد: گروهكهاي تروريستي با دستور استكبار جهاني و اسراييل غاصب در منطقهي كردستان آمادگي بالقوهاي را براي تهديد بخشهايي از مرزهاي جمهوري اسلامي فراهم ميكردند، ولي نيروي زميني سپاه بسيار دقيق و پيشگيرانه عليه اين تهديدات برنامهريزي كرد و عملياتهايي انجام داد كه هنوز هم ادامه دارد. وي شهداي اخير سپاه كه در درگيريهاي شمال غرب كشور به شهادت رسيدند را شهداي راه امنيت توصيف كرد و گفت: اين افراد شهداي راه امنيت نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران هستند و همهي نيروهاي انقلاب اسلامي بايد آمادهي جانفشاني در اين راه باشند. وي ادامه داد: خوشبختانه هنوز هم حال و هواي دفاع مقدس در نيروهاي وفادار انقلاب اسلامي تازه است و حتي احساس من اين است كه اين حال و هوا بسيار بيشتر و شديدتر از دوران دفاع مقدس است. حال و هواي بچههايي كه در شمال غرب در حال جنگ و رزم هستند، همان حال و هواي دوران جنگ است؛ به طوري كه مجروحان قبطه ميخوردند و ناراحت بودند كه چرا به ياران شهيدشان نپيوستند و از من ميخواستند كه سلام آنها را به مقام معظم رهبري برسانم و اعلام آمادگي آنها براي جانفشاني را به ايشان منتقل كنم. فرمانده كل سپاه اضافه كرد: ما بازماندگان از كاروان شهيدان، ما پاسداران و بسيجيان بايد قدر خود و اين لباس، كسوت و راهي را كه انتخاب كردهايم، بدانيم و اثراتي كه اين مجاهدتها در اين مقطع حساس از انقلاب اسلامي بر جاي ميگذارند، را به خوبي درك كنيم و اگر مساله را درك كنيم يك لحظه آرام نخواهيم بود. جعفري با بيان اينكه ما براي شهادت لحظهشماري ميكنيم، اظهار كرد: شهيدان پيش از اينكه به شهادت برسند، شهيد هستند؛ چرا كه به فهم و درك خاصي از انقلاب اسلامي و اسلام عزيز رسيدهاند و آنهايي كه با اين راه بيگانه هستند، بايد فكري به حال خود كنند. اگر وضعيت امروز انقلاب اسلامي را خوب درك كنيم، همهي مشكلات ما حل ميشود. وي با اشاره به بياناتي از امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري دربارهي جهاد و شهادت، تاكيد كرد: جهاد در راه خدا و دين خدا عرصههاي مختلفي دارد كه دفاع در مقابل هجوم بيگانگان تنها يكي از اين عرصهها است. بر همين اساس نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامي فقط در صحنههاي نظامي و امنيتي نيست، بلكه بايد در ابعاد مختلف آمادگي و مجاهدت داشته باشيم و خوشبختانه فرصت در همهي عرصهها به سپاه داده شده است. فرمانده كل سپاه همچنين با اشاره به تاكيدات امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري در مسالهي خودكفايي بهويژه در عرصههاي دفاعي و امنيتي، تصريح كرد: تدابير امام (ره) و مقام معظم رهبري ما را به جايي رسانده است و امروز عزت، قدرت و تواني را به نظام جمهوري اسلامي بخشيده است كه در هيچ مقطعي از تاريخ بجز صدر اسلام، اسلام و ايران اسلامي چنين عزت و اقتداري نداشته است. امروز بحث ايثار و شهادت از مرزهاي ايران فراتر رفته و در كشورهاي اسلامي در حال توسعه و گسترش است. جعفري با بيان اينكه دفاع از دين خدا و توسعهي انقلاب اسلامي در دنياي امروز نياز به مجاهدت، جانفشاني، ايثار و ازخودگذشتگي دارد، افزود: اگر امروز شرايط روز كشور، اهداف انقلاب اسلامي، اهداف جمهوري اسلامي و وضعيتي را كه اسلام و انقلاب در دنيا دارد ببينيم، ولي احساس تكليف نكنيم و اگر اين نعمتها و نصرتهاي الهي را ببينيم، ولي تكليف خود را پيدا نكنيم، معلوم نيست چگونه ميخواهيم جواب خدا و شهدا را بدهيم و چگونه ميخواهيم مدعي باشيم كه ما هم پاسدار انقلاب اسلامي بوده و هستيم. وي با بيان اينكه شرايط امروز انقلاب با 10 يا 15 سال قبل متفاوت است، تاكيد كرد: درك اين شرايط و انجام تكاليف همراه با مجاهدت و سختكوشي، هنر مردان خدا و مجاهدان است. امروز اين جوشش، حركت و توسعهي بيداري اسلامي حتما تكليف مضاعفي را براي همهي انقلابيون در ايران اسلامي به همراه ميآورد. هدف جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي، توسعهي ارزشها و احكام الهي و نزديكتر شدن به جامعهي اسلامي و اسلامي شدن كشور براي الگو قرار گرفتن در مقابل ديگر جوامع اسلامي است و ما فاصلهي زيادي تا اين اهداف مقدس داريم. فرمانده كل سپاه در پايان اظهار كرد: مجاهدت در راه خدا پايانپذير نيست و اجر و پاداش مجاهدت خالصانه براي خدا نيز چيزي جز شهادت نيست و ما تكليف و ماموريت خود را تا نابودي كامل دشمنان ادامه خواهيم داد. [ دوشنبه 11 مهر1390 ] [ 20:4 ] [ محمد رضایی ]
[ ]
می گویند بشر هماره سودایی پرواز بوده است و ساده انگارانه می پندارند آنچه اکنون بدان دست یافته، همان آرزوی دیرینه است که در نهاد او نهاده اند. غافل که آنچه او را مبتلای آن نوشته اند، در آسمان پرسه زدن و در ابرها غوطه ور شدن نیست. پرواز برای ما نه آن است که بدان دل خوش ساخته اند. پرواز برای ما، جدا شدن از زمین نیست، آنسان که ماندن، چسبیدن به آن ... پرواز برای ما، به آسمان رسیدن نیست، کهکشان در نوردیدن نیست... اصلاً، پرواز برای ما آسمان و زمین ندارد. در زمین سکنی گزیدن همان و از آسمان گذشتن، همان. نه از یک آسمان، تا آنجا که حتی ملک را نیز بال بشوزد. و گویا از همین روست که ما را بال نداده اند؛ شاید، تا بدانیم پرواز برای ما، بال زدن نیست، پریدن نیست. بال زدن و پریدن و اوج گرفتن، برای پرنده هاست... انسان فقط پرواز می کند؛ یعنی پرواز می شود... اوج نمی گیرد، عروج می گیرد... باور اگر ندارید، شاهد بیاورم..؟ [ شنبه 9 مهر1390 ] [ 12:39 ] [ محمد رضایی ]
[ ]
سلام .خوش اومدید . این وبلاگ کار کوچیکیه که ما میتونستیم واسه عمو حسین انجام بدیم . مطالب رو هم تا تاریخ ۱۰ مهر تو وبلاگ جا میدیم .اگه مطلب یا خاطره و یا تصویری از این شهید دارید برای ما ارسال کنید :
[ جمعه 8 مهر1390 ] [ 20:25 ] [ محمد رضایی ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] |